چه بسا سنگ راه ديروزي بنياد ساختمان امروزي مي‏شود.
بگذاريد فلسفه‏ها ببافند و به‏جاي بهره‏برداري از علوم محدود خود آنها را سجده نمايند!!!
من اين دنياي فريبنده را برويش انداخته‏ام ،من اين دنيا را با اندازه‏ي خود محاسبه کرده‏‏ام و من به اين دنيا با چشمي مي‏نگرم که شايسته آن است.


رقص آنـجا کـه خـود را بشـکنـي     پنبه را از ريش شهوت بر کني
رقص و جولان بر سر ميدان کنند     رقص اندر خون خود مردان کنند
چون رهند از دست خود دستي زنند     چون جهند از نقص خود رقصي کنند
مطربانشان در درون دف مي‏زنند     بحرها در شورشان کف مي‏زنند
مطرب عشق اين زند وقت سماع     بـنـدگـي بنـد و خـداونـدي صـداع


آسمان ::: سه‏شنبه 11/4/1387::: ساعت 2:57 صبح
نگاری بر دل: نگاشته