به دنيا مي‏آييم تا هستي را درک کنيم، نه به تمامي تا آنجا که مي‏توانيم. شايد تنها نقطه‏اي


 


آدمک عاشق هر آنچه دارد مي بازد


مگر مي‏شود درکي داشت از اين هستي بي‏آنکه عاشقي را آزموده باشيم.
شرط اول قدم آن است که ببازيم هر آنچه داشته‏ايم.

خنک آن قماربازي که بباخت هر چه بودش -- بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر


عاشق دلش را چه آسان مي‏دهد پس نه مي‏انديشد و نه مي‏خواهد که بيانديشد


آسمان ::: جمعه 7/4/1387::: ساعت 1:31 صبح
نگاری بر دل: نگاشته