دولت نهم دولتي است لحظهاي. آنها بزرگترين تصميمات را در چند دقيقه ميگيرند. رييس دولت چون سوپر کامپيوتري تمامي محاسبات پيچدهي اقتصادي را در چند صدم ثانيه انجام ميدهد، احتمالا منابع اطلاعاتي ايشون با مشکلات جدي مواجهاند که جواب نتايج بسيار ضعيف است!
سال پيش شاهد پرداخت وامهاي زودبازده بسياري بوديم -اين امر باعث رشد چشمگير فروش و رونق بازار شد- اما در انتهاي سال شاهد بسته شدن تمامي وامها بوديم. -مدتي بعد هم اعلام شد 46% پروژهها وجود خارجي نداشتند.-
ذکر اين مطلب که ما تبديل به آدمهاي دنياطلب و جاهطلبي شدهايم و سال گذشته خود عاملي بر اين همه تورم-خصوصا زمين- شدهايم خود کتابي است و حديث ديگر...
نقد ملت يا دولت هر دو يکي است -از ديدگاه من- چون فصلي جدا نيستند هر دو يک گونه ميانديشند و هر يک به دنبال بهرهي خود از کار ديگري است...
اما نکتهيي که بهنظر ميرسد فشاري کمرشکن بر اين جامعه وارد ميسازد قطع اعتبارت بانکي در سطوح پايين جامعه است. بازارهاي خاموش و قيمتهاي کاذب-خصوصا در ارزاق عمومي- آن در در اوج درآمدهاي نفتي همهگان را وادار به انديشيدن کند، هر چند کوتاه. درآمد کشور نسبت به 6سال گذشته 3برابر شده است و نکته جالب اينکه تورم 400% رشد داشته است. اعلام نشدن خط فقر -که يکي از وظايف دولت است- عمق فاجعه را نشان ميدهد.
هر يک از عملکردهاي اقتصادي دولت را که بررسي کارشناسانه کنيم ميتوان هزار نقطه تاريک و خاموش در آنها بيابيم و نظام مالي-اقتصادياش را نقدي جدي و اساسي کرد...
پولدار شدن عدهاي که حتي در روياهايشان تصور داشتن يک اتومبيل را نداشتند و اکنون منزلشان نمايشگاه اتولهاي لوکس و مدرن روز است. -اگر داستانهاي اين قشر را بيان کنم از خنده به گريه ميگراييد و سپس براي اين ديار مقدس تاسف ميخوريد.-
پيدا شدن حس سرخوردگي شايستهگان ايران و جابهجايي مهرههاي شايسته با سربازاني گمنام. فساد اداري روز افزون. فشار سرمايهداري بر کارآفرينان و طراحان و انديشمندان. فاصله طبقاتي ،فرهنگي و اجتماعي و.....
اينجا بن بست آخر است
اگر در ضربالعجلي کوتاه مدت دولت و مجلس قيمت زمين را نصف کنند و اجاره بهاي ملکهاي مسکوني و تجاري را بههمان منوال 50% کاهش دهند جاي اميدواري است و کشور در آستانه يک جهش اقتصادي-سياسي-اجتماعي قرار ميگيرد والا به نظر ميرسد اميدي براي آباداني کشور نباشد و ما حرمت خويش را حفظ کنيم بهتر است.
نکته بسيار مهم ديگري که بهنظرم ميرسد افزايش نامعقولانه پذيرش دانجشويان کارشناسي ارشد و دکتراست. -دانشجويان عزم خود را جزم کنيد که همين امسال تنها فرصت شما براي ورود به اين مقاطع است چون سال ديگر پذيرش يعني گرفتن اعتبار 20ميليوني از يک بانک دولتي آنهم بدون ضامن و پارتي!- -زير بار نرفتن اکثر دانشگاهها به علت کمبود استاد ميتواند مصداقي بر آن باشد- -اين تصميم در پي آن گرفته شد که دانشجويان ما چرا بايد براي ادامه تحصيل به کشورهاي ديگر سفر کنند و ميليونها دلار از ارز کشور را در آنجا هدر دهند.-
فکر کنم کلمهاي بهنام «زيرساخت» در اين جامعه مفهوم و معنا ندارد.
هر کدام از سر فصلهاي ارايه شده بهنظرم جاي ساعتها تامل و بحث کارشناسي دارد، اين تنها درد دلي دوستانه بود در اين دنياي مجازي.. شاد و سربلند باشيد
در انتها از شدت کلام اول متن عذرخواهي ميکنم و آنرا تنها به عنوان نقدي نظري و شخصي بدانيد نه اهانت و توهيني به هيات دولت، بلکه مزاحي بود سياسي از سر جواني.