صداي کفشهايي تنها و رهگذري که ميگذرد عبوري از خويش تا خود .... خسته نباشيد صداي خشخش جارويِ مرد پير زمين را ميسايد عابري ديگر صداي خندهي چند جوان کودکي دوان دوان ميچرخد عبورهاي درهم کلامهاي مبهم چراغهاي روشن در شهر تاريک دلم خندهاي تلخ بايد باز هم ميگـذرد
آسمان ::: چهارشنبه 7/1/1387::: ساعت 5:47 عصر نگاری بر دل: نگاشته
حدیث دل
آسمان[125] آمدهايم آدم شويم، فکر کنم کار سختي است،
اگر نشد، لحظهاي آدميت را نظارهگير باشيم، باز هم نشد، لمحهاي سکوت و در خود بودن را بيازماييم، آخر هم نشد، خاک گور شويم و دانهاي در سينه نهيم و جانش دهيم و رشدش