و شرارهي چشمانت
چون آتشي برهنه
سکوتِ خاموش جانم را
به سخره گرفته است
و لبانت چونان گمراهم ساخت
که ذهن شعبدهي بودن را
به فراموشي سپرده است
نام:
ايميل: