و من چه راحت
آغوش گشودم براي تو
و پرهاي پروازم را
در خيالي شيرين
عاشقانه در برم گرفتي
و من چه آسان تسليم تو خواهم شد
در آغوشت آراميدم ، صدايم بزن
بنامي که ميداني
و ميشناسي
و من آرامتر از هميشه
در خوابي شيرين خواهم رفت
يا شيريني به خواب من خواهد آمد
در هياهوي مستي خويش
به دنبال گمشدهاي آشنا گشتن
و آشنايي گمشده
در همهمهي مردان بيباک
و زنان دريده
آوازي و نوايي
مرا ميخواند
بگذار گوش جان سپارم به آواي دوست