خوب ، معني اين پست هر چه ميخواهد باشد و شما هر چه دوست داريد برداشت کنيد. وبلاگ کامپيوتر دوباره مجوز فعاليت گرفت. شايد بگوييد ميخواسته بچههاي وبلاگ و آشناهاش براش دلسوزي کنن ، شايد هم بگين ميخواسته بگه ما اينيم. ولي حقيقت چيز ديگري است که گفتنش را شايسته نميبينم. ولي آنقدر حديث دارد که 30سال نوشتنش طول ميکشد و گر سينهاي هر زخم خوردهاي يا سرد و گرم روزگار چشيدهاي را بگشايي هيهات هيهات. حديث عشق خواهم ، شايد غزلي از حافظ يا دوبيتي از خيام تسکينم داد ، شايد هم کامنتها شما و شايد هم ادامه فعاليت تازههاي دنياي ديجيتال خوني بودن در رگهاي خشکيدم. يقين است که پايان شب سيه سفيد است. بهر حال عدم رعايت قوانين يک مجموعه دو راه پيش پاي فرد قرار ميدهد ، يکي ترک محيط و ديگري سعي در ترقي سازمان. اينجانب از هم اکنون تمامي سعي خود را براي رشد و توسعه و بالندگي خود ، همميهنان ، همکيشان و تمامي انسانها بکار خواهم بست و از پاي نخواهم ايستاد. هر چند قطرهام ليک قطره قطره جمع گردد وانگهي دريا شود. آرزويم ديدن همه نوع انسان در يک جامعه پاک در کنار هم با حفظ حريم هاي شخصي فردي و احترام به حريم ديگران است. اين است معناي آزادي و آزاد انديشي.
آسمان[125] آمدهايم آدم شويم، فکر کنم کار سختي است،
اگر نشد، لحظهاي آدميت را نظارهگير باشيم، باز هم نشد، لمحهاي سکوت و در خود بودن را بيازماييم، آخر هم نشد، خاک گور شويم و دانهاي در سينه نهيم و جانش دهيم و رشدش